|
کمی نوشته
|
||
|
...... کمی نوشته های یک ...... |
با خود فکر کردم شاید وبلاگ کار چاه را بکند که امام شیعیان سر در چاه می کرد و از ظلم و جور زمانه به خدا شکایت می کرد وما سر در وبلاگ.
حوادث تلخی بر مردم رفته است و در آینده هم ...شاید و قدری اشک و دیگر هیچ .
بخشي از اصلاح طلبان به دنبال حضور آقاي خاتمي هستند كه كانديدا شوند . آقاي كروبي هم كه هست . به شما عرض كنم بايد فكري ديگر كرد . كسي بايد كانديدا شود كه بتواند مردم را پاي صندوق هاي راي بياورد . قد و قيافه خوبي داشته باشد، سابقه مبارزاتي داشته باشد، خوب صحبت كند، دنيا ديده باشد ، كمتر حكومتي جلوه كند و ... حتما نياز نيست تشكيلاتي و از اصلاح طلبان باشد فقط فهميده و سياستمدار باشد كافي است . دولت موقت يك سخنگوي اي داشت بنام صادق طباطبايي كه بعدها از سياست كنار رفت . چهره اي دارد جذاب ، وصل به خاندان حضرت امام ، تحصيل كرده و دنيا ديده . بعضي وقتها به مناسبت هاي در خصوص امام موسي صدر و شهيد چمران در تلويزيون ظاهرا مي شود، استاد دانشگاه است . خوب و زيبا صحبت مي كند فكر كنم صلاحيت اش تاييد شود . البته من ايشان را از نزديك نمي شناسم و آشنايي ام در حد رسانه هاست . فكركنم اگر ايشان بيايند بهتر است .
بايد هدف اصلي برگشت به قدرت اصلاح طلبان باشد . متاسفانه عليرغم داشتن استعداد هاي خوب در جبهه اصلاحات كادر سازي و اضافه كردن نيروها وجود ندارد . روزي به يكي از دوستان كه نماينده مجلس بود گفتم اگر متينگي راه بيندازيد چند نفر تشكيلاتي را مي توانيد به متينگ بياوريد ايشان گفتند خيلي كم .
بزرگاني مانند نبوي و كروبي و خاتمي .. چه موقع قصد بازنشستگي دارند با نگاهي به هم سن وسالهاي خودشان در بين اصول گرايان متوجه مي شوند كه بايد بازنشسته شوند . اصلاح طلبان عليرغم اينكه نام اصلاحات و نوگرايي را بدوش مي كشند ولي در نوكردن چهر ه هاي سياسي خود از اصول گرايان عقب ترند . اصلاح طلبان ديدگاه هاي خوبي دارند ولي حاضر نيستند كرسي قدرت و ... را به جوانترها واگذار كنند چه در نمايندگي مجلس و چه در جاهاي ديگر . و بايد در اين خصوص فكري كرد .
من فكر مي كنم آقاي خاتمي كانديدا نمي شود ، كروبي راي نمي آورد ، و اگر اصلاح طلبان بدنبال چهره جديدي نباشند اصول گرايان برنده انتخابات آينده هستند .
اولین روز مدرسه بود،خواهر و برادرم كه ازمن بزرگتر بودند و من آماده رفتن به مدرسه شديم . مادرم بر روپوش مدرسه من و برادرم یقه سفید رنگی دوخته بود ، ما از خانه که در ده بالا بود به سمت مدرسه که در بین را ه ده پایین بود به راه افتادیم وبه مدرسه رسیدیم . نام مدرسه سیدقیاث الدین روستای خوش بود . صحن حیاط نسبتا بزرگی داشت و تعداد 3 كلاس درس كه بعدها كه به كلاس دوم رفتم فهميدم كه در هر كلاس دو پايه وجود دارد به جز كلاس اول .البته بعدها كمكي توسعه پيدا كرد و 5 كلاسه شد.
همه به صف شدیم و سپس به کلاس اول که اولین کلاس در سالن مدرسه بود وارد شدیم . نام آموزگار سال اول آقای شجاعی بود . من پس از مدتی شاگرد زرنگ کلاس شدم ولی در مشق نوشتن کمی تنبل چون چپ دست بودم و مجبور بودم با دست راست بنویسم . روزی به دلیل ننوشتن تکلیف مفتخر به دریافت چند شلاق از دست آموزگار شدم . آقای شجاعی هنوز شکر خدا زنده است ودر مشهد زندگی می کند . هر چند سال یکبار ایشان را می بینم . الحمدالله سرحال است .
دوران ابتدایی را دراین دبستان ادامه تحصیل دادم . این دبستان چند سالی است که تخریب شده است . همیشه در ذهن داشتم به ياد روزهاي كودكي اگر روزی توانستم اين دبستان را دوباره بسازم شكر خدا با كمك آموزش وپرورش در حال ساخت دبستاني جديد در همين محل هستيم . در روز گلنك زني شعري از دوران ابتدايي به ذهنم رسيد و خواندم
ديگران كاشتند وماخورديم ما بكاريم تا ديگران بخورند ، که اهالی بامن تکرار کردند
وسپس شعر را کمی تغییر دادم و گفتم
ديگران ساختند تا ما درس بخوانيم ما بسازيم تا ديگران درس بخوانند
از وقتي كه يادم مي آيد به كلاس درس مي روم زماني به عنوان دانش آموز ، زماني به عنوان دانشجو و حال در كسوت معلمي . شيرين ترين لحظات عمرم در كلاس هاي درس مي گذشت و مي گذرد . ياد همه دوستان بخير
تصمیم دوستم دکتر ..... را در بازگشت به وطن را ارج می نهم .
تصور کنید به سر یکی از چهارراه ها رسیده اید . چراغ راهنمایی در آن طرف چهار راه در مسیر عبوری شما نصب است . شما چون چراغ را حتی اگر درست به وسط چهارراه هم برسید می بینید به راهتان ادامه می دهید و قبل از خطوط عابر متوقف نمی شوید،
حال اگر چراغ در آن طرف چهارراه نصب نباشد و در مسیر شما قبل از خط عابر نصب شده باشد .شما با اتوموبیلتان مجبور هستید برای دیدن چراغ قبل از مسیر پیاده رو توقف کنید .
لطفا به صورت عملی این کار را امتحان کنید . اگر درست بود به راهنمایی رانندگی پیشنهاد نمایید جایزه ما فراموش نشود
|
|